رای

نمونه رأی با موضوع مطالبه نفقه گذشته زوجه

وکلاپرس- دکتر عبدالله خدابخشی با انتشار رأی یک دادگاه به موضوع مطالبه نفقه گذشته زوجه پرداخت و نوشت: قانون نفقه گذشته زوجه را برخلاف دیگر اقارب، قابل مطالبه می داند اما نمی گوید کدام گذشته؟

به گزارش وکلاپرس، دکتر عبدالله خدابخشی، استاد دانشگاه و وکیل دادگستری، با انتشار یک رأی دادگاه در صفحه اینستاگرام خود، به موضوع    مطالبه نفقه گذشته زوجه پرداخت.

این استاد دانشگاه در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

قانون، نفقه گذشته (معوق) زوجه را برخلاف دیگر اقارب، قابل مطالبه می داند اما نمی گوید کدام گذشته؟ آنچه در زمان، منحل شده و به تاریخ پیوسته را نیز باید در روز اختلاف، زنده کرد و قابل مطالبه دانست یا گذشته باید با زمان مطالبه، پیوند خورده باشد؟

در فلسفه حقوق و اخلاق، “روابط نزدیک” که مملو از عاطفه و مداراست، تفاوت ذاتی با دیگر روابط دارند. لارنس هینمن می گوید: چرا در روابط نزدیک مانند همسران یا والدین، تصور حقوق دشوار است؟ باید گفت که حقوق، حداقل های اخلاقی مناسب را برای تعامل ما با دیگران برقرار می کند و با وجود این، روابط نزدیک، دقیقا روابطی هستند که ویژگی اصلی آنها، دغدغه دیگری را داشتن است و همین دغدغه داشتن باعث می شود که آن حداقل های اخلاقی، یا ربطی به موقعیت نداشته باشند یا دست کم در مقایسه با ملاحظاتی چون دلسوزی، توجه و عشق، ارتباط کمتری به موقعیت پیدا کنند.

در این روابط چیزهایی بیشتر از حقوق وجود دارند و اگر روابط نزدیک را صرفا بر اساس حقوق بررسی کنیم، به این معناست که اموری را که در این روابط اهمیت اخلاقی دارند، یا از دست می دهیم یا تحریف می کنیم.

وقتی شخصی واقعا به رفاه دیگری، فقط به خاطر خود او، توجه دارد، در این صورت پرسش های مربوط به حداقل های اخلاقی اهمیت ندارند، بلکه پرسش های اخلاقی درباره اینکه چه چیزی برای دیگری بهترین است و چه چیزی برای رابطه بهترین است، اهمیت دارند. معمولا فقط زمانی که روابط در شرف فروپاشی هستند توسل به حقوق اولویت پیدا می کند”.

زوجه ای که مدتی نفقه نداشته و پس از آن، زندگی اش به گردش درآمده و با زوج زندگی را ادامه داده است، تنها با این قاعده می تواند نفقه بین الهلالین(کنایه از دو لحظه دوستانه نخست و دوم) را درخواست کند که بگوییم حکم مطالبه نفقه، مراعا به اختلاف بعدی است؛ اگر زوج اهل مدارا نبود و جدایی و نزاع شروع شد، حکم نفقه ی تعلیق شده ی پیشین، جریان می یابد و الا هیچ گاه عملیاتی نخواهد شد!

آیا حقوق به چنین قاعده ای متعهد است؟ چند سال باید بگذرد تا حالت تعلیق و مراعا، منتفی شود؟ بعد از ۵ یا ۱۰ سال و یا عرفی است؟ اساسا این عرف را می توان تصور کرد؟ کدام زوجه است که به زندگی برمی گردد و تعلیق نفقه خود را خواستار است تا اگر به اختلاف رسیدند، مطالبه کند؟! البته چنین توافقی قابل تصور است ولی آیا عقلایی و ممکن است؟(یک مثال حقوقی برای هگل: عقلایی واقعی است!)

بدین سان نفقه گذشته برای رابطه ای است که اختلاف در آن به صورت بالفعل وجود دارد. فرض ساده آن، ترک انفاق زوج از یکسال پیش تا الان است که هنوز نیز بر اختلاف باقی باشند.

بیشتر بخوانید:

متن رأی دادگاه در ادامه آمده است.

رأی دادگاه

پیرامون دادخواست تجدیدنظرخواهی خانم …………… به وکالت از تجدیدنظرخواه خانم …………… فرزند …………… به طرفیت تجدیدنظرخوانده آقای …………… فرزند …………… با وکالت خانم …………… نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره ۸۶۲-۹۹۰ مورخه ۲۷/۰۹/۹۹ صادره از شعبه ۶ خانواده شورای حل اختلاف شهرستان کرمانشاه که حسب مفاد آن حکم بر بی حقی تجدیدنظرخواه در خصوص نفقه از تاریخ ۰۱/۰۷/۹۷ لغایت ۱۹/۰۷/۹۹ با شرح، توصیف، مبانی و استدلال منعکس در دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر شده است.

با التفات به جامع اوراق و محتویات پرونده، شرح دادخواست تجدیدنظرخواهی متن لایحه دفاعیه تجدیدنظرخوانده و با این استدلال که

اولاً و توجهاً به اظهارات تجدیدنظرخواه (=زوجه) منعکس در پرونده نفقه معوقه مطالبه شده مربوط به ایام زندگی مشترک ایشان با تجدیدنظرخوانده (=زوج) است که مدعیست به وی پرداخت نشده و با اقامه دعوی کنونی درصدد مطالبه آن برآمده است.

ثانیاً و مؤکداً، روابط بین زوجین در ایام زندگی مشترک، ورای یک رابطه حقوقی صرف، و عمدتاً مبنی بر احساس و عاطفه است، به‌گونه‌ای که زوجین عرفاً به کم‌وزیاد هم راضی بوده و به‌نوعی با یکدیگر همراه هستند. فلذا در دوران زندگی مشترک، میزان واقعی نفقه همان است که خود زوجه تشخیص داده و به همان اکتفا کرده است.

ثالثاً و تشریحاً، اگر در ایام زندگی مشترک، بر همین مبنا (=احساس و عاطفه)، زوجه از بسیاری از حقوق مالی خود خصوصاً نفقه متناسب با «وضعیت زوج» صرف‌نظر کند، نمی‌تواند بعد از حدوث اختلاف بین آن‌ها روابط سابق را «بازتعریف» حقوقی نماید به عبارتی وقتی زوجه، از «فرد اعلای» هر یک از مصادیق نفقه (=اعم از مسکن لباس و …) و یا حتی «فرد متعارف» آن‌ها متناسب با وضعیت زوجه گذشت نموده است، نمی‌تواند با حدوث اختلاف، آن‌ها را مجدداً مطالبه نموده و تعیین نفقه را موکول به انجام کارشناسی نماید.

رابعاً و تدقیقاً، به باور دادگاه در روابط بین زوجین، حکومت قواعد و مقررات حقوقی بعد از حدوث اختلاف بین آن‌ها و ناظر بر روابط آتیه است، فلذا نمی‌توان هر آنچه در گذشته و بر اساس مبانی پیش‌گفته توسط هریک از زوجین مدیریت شده است، با قواعد و مقررات حقوقی مجدداً مورد داوری قرار داد.

خامساً و نتیجتاً، تداوم زندگی مشترک بین زوجین در ایام مابه انتزاع، اماره قوی بر تأمین نفقه توسط تجدیدنظرخوانده البته متناسب با وضعیت حاکم بر زوجین خصوصاً وضع مالی زوج بوده و مالاً مسقط مطالبه مجدد نفقه این ایام توسط تجدیدنظرخواه است چراکه اقتضای زندگی مشترک، پرداخت نفقه است.

سادساً و نهایتاً، تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض مؤثر و ؟؟؟ که موجبات بی‌اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم آورد، ارائه ننموده و تجدیدنظرخواهی هم متضمن ادله جدید متقن و محکمه‌پسندی که مستلزم نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته باشد، نیست.

سابعاً و مضافاً، دادنامه تجدیدنظرخواسته بر اساس محتویات پرونده، دلایل و مستندات ابرازی در مرحله نخستین، مطابق مقررات قانونی صادر شده و از جهات رعایت اصول و قواعد حاکم بر دادرسی و انطباق با قوانین موجد حق، فاقد ایراد اساسی است.

بناءٌ علی‌ هذا، تجدیدنظرخواهی با هیچ‌یک از شقوق ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نبوده و غایتاً مردود است.” فلذا دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید دانسته و با استناد به مقررات ماده ۳۵۸ قانون مرقوم آن را عیناً تأیید و استوار می‌نماید. رأی صادره قطعی است.

رئیس شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان کرمانشاه

منبع: صفحه اینستاگرام دکتر عبدالله خدابخشی

خرید آنلاین کتاب حقوقی و وکالت و قوانین و کتب کاربردی حقوق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا